کارت های روی میز من ، نشان می دهند که من یک برنامه نویسوب سایتهستم. من کارهایطراحی وب سایتخودم را با انجمن طراحان تجاری ، به اشتراک گذاشتم. البته حقیقت امر این است که من ، در واقع ، خودم نیستم. منظور من این است که من در این انجمن ها ، کارهایطراحی سایتخودم را به اشتراک گذاشته ، اما نمی توانم کارهای خلاقانه خودم را در آنجا رونمایی کنم. در این انجمن ها ، حرف از خلاقیت به میان نمی آید.
هر طراح، بالاخص طراح وب سایت ،موسیقی دان وهنرمندی که خلاقیت نداشته باشد ، در اصل ، هیچ چیزی ندارد و او باید با کار خود خداحافظی کند. من در اینجا یک سری نکات به شما ارائه می دهم تا بتوانید ذهن های بلوک شده را باز کنید.
خلاقیت اجباری ، به معنای نبود الهامات ذهنی است. اگر شما خلاقیتی ندارید ، پس نباید خود را مجبور کنید تا به اجبار، از خود خلاقیت به خرج دهید. سعی کنید تا کارهای یکنواختی مثل جاروکشیدن، شستن ماشین، جمع و جور کردن و تمیز کردن انباری و حیاط شستن ، انجام دهید. زمانی که ذهن شما ، خود به خود به کار می افتد ، پس بهترین جرقه ها در ذهن شما ، زده می شود. شما نمی توانید از ترفندهای کوچک برای انجام وظایف خود، آن هم در مدت زمان معین ، استفاده کنید. ( البته شما می توانید خانه خود را با این ترفند های کوچک، تروتمیز کنید). اما یک سری الهامات عجیب غریبی وجود دارند که شما را به سمت انجام کارهای طاقت فرسا و یکنواخت سوق می دهند و شما مجبور می شوید تا این کارهای تکراری را انجام دهید و در جریان ثابتی قرار گیرید.
اگر شما طراح وب سایت هستید، ممکن است که وب سایت های دیگر، شما را فریب دهند. اما شما باید مسیر خود را در پیش گرفته و تا آن جایی که امکان دارد ، جریان کاری دیگران ، را از ذهن خود، دور کنید. شما باید ، مراقبطراحیوب سایت خود بوده و صرفا، به آن تاکید داشته باشید. از هنر فیلم برداری و موسیقیLes Misالهام بگیرید. نمایش فیلم شوخ طبعی ها و حاضرجوابی هایSeinfeldرا تماشا کنید که صرفا، سرشار از خنده می باشد. یک کتاب ، با هر موضوع تصادفی را انتخاب کرده و آن را مطالعه کنید. چه کسی می داند که چه عقاید به دردنخوری، می توانند در یک لحظه ، شادی شما را بهم ریخته و ذهن شما را به سمت محرک های غیر مرتبط بکشانند.
من برایPavlovکار می کنم و به خودم افتخار می کنم که عاشق هنرطراحی وبسایت می باشم. چرا که احساس می کنم، این کار، کار انسان پسندی است. شما طراحان وب سایت، همیشه باید انگیزش را مئنظر قرار داده و قدرت پاداش گرفتن ها را زیر سوال نبردید.
یکی از فلسفه دانان بزرگ ( قهرمان زبان انگلیسی) به نامBeyonce، می گوید ، :خوردن یک شیرینی کوچک ، برای بدن شما ضرر ندارد. ما می توانیم از این جمله بفهمیم که ما باید ، راه برویم ، بدویم ، یک سری بازی ها و یا تمرینات کششی انجام دهیم و خود را از تمارین دمده ای که ذهن ما را مغشوش می کنند ، رها کنیم. منظور من این است که شما در آخر کار می بینید که پشت کامپیوتر خشک شدید و کاری هم از پیش نبردید و هیچ تمرینی را هم انجام ندادید.
زمانی که مراحل 1 تا 4 را پشت سر گذاشتید ، می بینید که تازه به سر خط رسیدید و نمی دانید که باید چه کاری را انجام دهید. اما بالاخره باید، کار خود را شروع کنید و از الهامات ذهنی خود کمک بگیرید. البته شما ، پیشرفت کمی داشتید. موسیقی دانی به نامJamie lidellمی گوید:
در بعضی مواقع، شانس در خانه شما را می زند و بخت با شما ، یاراست. اما در بعضی مواقع باید، خلاقیت ذهنی خود را کنار گذاشته و احساس کنید که دیگر نمی توانید، کاری را از پیش ببرید. این، کل چرخه خلاقیت شما نمی باشد، بلکه فقط یک دوره ای از زندگی کاری شما محسوب می شود.
در آخر می خواهم به این نکته توجه کنم که شما طراحان بسیار خلاقی می باشید. محدودیت های ذهنی ، قسمتی از بازی زندگی و کاری شما بوده و ما خیلی خوشبختیم که در این بازی شاد ، شرکت داریم.